ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

503

سفرنامه شاردن ( فارسى )

دقيقه ، و طول جغرافياييش چهل و هشت درجه و پنج دقيقه است و حاكمى بر آن فرمانرواست . بعضى از مورّخان ايران نوشته‌اند كه : سلطانيه يكى از شهرهاى بزرگ پارت بوده ، امّا هيچ يك بانى آن را ندانسته و از او نام نبرده است . برخى ديگر بر خلاف عقيدهء آنان آورده‌اند كه ساختمان اين شهر به فرمان ارغون خان ، پسر آباقاخان ، نوادهء هلاكوخان آغاز شده ، « 1 » اما زمان سلطنت پسرش الجايتو در قرن چهاردهم ميلادى پايان يافته است . وى پس از اين كه شهر ساخته شد آن را سلطانيه يعنى شهر شاه ناميد ، چه سلطان به معنى پادشاه است . از قرن هفتم ميلادى فرمانروايان آسيا خود را سلطان مىناميده‌اند ، و اين لفظ مترادف سولدان ) Souldan ( فرانسوى است كه مورّخان اين كشور سلاطين اخير مصر را بدين عنوان خطاب مىكرده‌اند ، و امپراتوران عثمانى نيز خود را سلطان مىنامند ، و من از برخى از اهل تاريخ شنيده‌ام كه اين شهر پس از اين كه سلاطين اخير ايران بر آن تسلّط يافتند ، بدين نام موسوم شده است ، زيرا آنان نيز خود را سلطان مىناميدند . شاه عباس كبير در اواخر قرن شانزدهم پايتخت خود را از اين شهر به اصفهان منتقل كرد . پدرش سلطان اسماعيل خدابنده در سلطانيه درگذشته و نزديك يك مسجد مجلل و باشكوه به خاك سپرده شده است . بعضى از مورّخان و محققان جديد اروپايى بر اين اعتقادند كه سلطانيه روى خرابه‌هاى تيگرانكرتا ) Tigranocerta ( بنا شده ، اين نام از اسم قديمى آن مشتق و تركيب شده ، چه در زبان فرس باستان كرتا به معنى شهر است ، و در مجموع تيكران كرتا به معنى شهر تيگران است ، و تيگران چنان كه مىدانيم نام يكى از پادشاهان ارمنستان بوده است ؛ ولى من نمىتوانم درست توجيه و باور كنم كه سلطانيه همان شهر تيكران باشد . تاسيت گفته است كه تيكران كرتا در سى و هفت ميلى نى زيب ) Nisibe ( بوده ، ولى شهر اخير الذكر چنان كه همه مىدانند در بين النهرين در كنار دجله و در بيست و پنج فرسنگى نينوا واقع بوده است . من بار دگر مىگويم كه آنچه مورّخان زمان باستان دربارهء جغرافيا نوشته‌اند بسيار گنگ و مبهم است و با واقعيت مطابقت

--> ( 1 ) - آغازگر بناى سلطانيه غازان‌خان بوده نه ارغون .